تبليغاتX
وب نوشت محرمانه يك دختر ... - خراب كردي آقاي مهندس!
آقاي مودب اخلاق گراي قانونمند راستگو! تو  همين بودي؟!!!
اين همه پارچه سبز به سر و كله شان برايت آويزان كردند و شعار دادند و زدند و رقصيدند براي همين كه كودكانه آرا را تقلب بداني و بي هيچ منطق و دليلي خواستار ابطال انتخابات بشوي؟!
براي همين كه عين اصغر بوقي ها راه بيفتي توي تجمع هوادارنت كه بيشتر هرج و مرج ايجاد كني؟!
اينقدر نشستي و بلند شدي گفتي يك صندلي ارزش ندارد كه ما به مردم دروغ بگوييم. چرا براي اين صندلي اين افتضاح را به بار آورده اي؟!
متاسفم آقاي مهندس.
خراب كردي آقاي مهندس.

 نمي گويم بقيه آباد كرده اند اما تو ...


فردا نوشت:

معمولا سيستم وبلاگم تاييدي نيست. اين بار هم اصلا قصد تاييد هيچ نظري را نداشتم فقط مي خواستم حرفهاي قابل پيش بيني دوستان! را ببينم. فقط يك نظر مفيد و منطقي ديدم (سعيد) كه لزومي به درج آن هم نمي بينم. پيش ترها  با ارسال يك پست نسبتا سياسي هم مورد عنايت بسياري از رفقا قرار گرفته بودم و علت تاييد نكردن هيچ كدام از كامنتها (بدون استثنا قرار دادن كسي) تنها همين علاقه فراوان به بهره مندي از نظر رفقايي ست كه لطف كردند و من غافل را از خواب خرگوشي بيدار كردند تا در جهل نمانم و بفهمم واقعا موضوع از چه قرار است!!!!!!!

نتيجه كامنتها در محترمانه ترين حالت :" كلا همه براي هم متاسفيم".

(ممنون مي شوم اگر ديگر كامنتي درباره اين دو پست نبينم. براي ابراز عقيده محلهاي ديگر را انتخاب كنيد . من هم همين كار را خواهم كرد. مرسي)

+  پنجشنبه 28 خرداد1388، ساعت23 ،  سارا (صدگل)