اصولا وبلاگ گردي حس خوبي دارد.
وبلاگش دري وري نباشد خوبست. اينكه توي بلاگفا بنويسي يا ورد پرس يا بلاگ اسپات يا پرشين بلاگ فرق زيادي نمي كند. دري وري اش را هم مي شود هر جايي نوشت، درست و درمانش را هم مي شود ...
من وقتي نوشته خوبي را مي خوانم خوشحال مي شوم. وقتي شما را به يك لينك در خواندنش شريك مي كنم هم خوشحال مي شوم.
اصولا پيوندهاي مستقيم را به شر كردن و گودر و اينها ترجيح مي دهم. يك كمي خشكند. بي روح و ريز و سردند. نوشته هاي هر وبلاگي با قالب وبلاگش روح مي گيرد و من هميشه ترجيح مي دهم نوشته ها را توي وبلاگها بخوانم.
وقتي توي وبلاگ مي خواني احساس مي كني به نويسنده نزديكتري. اصلا شايد لازم ببيني چيزي بگويي ، اظهار نظري كني، فحشي چيزي ... گوگل ريدر كه كامنت ندارد!
مرتبط:
دارم وبلاگ گردي مي كنم. يك عالمه صفحه مختلف باز كرده ام و دارم موزيك گوش مي دهم.
چند لحظه بعد يك ريتم دوپس دوپسي به موزيكم اضافه مي شود و چيزي نمي گذرد كه يك موزيك بي كلام ملايم هم وارد مي شود.
من مي مانم و اين صفحاتي كه نمي دانم كدامشان را ببندم تا اين صداهاي قر و قاطي قطع شود.
بعد از نثار كردن چند كلمه محترمانه بر روح نويسنده وبلاگ و والدين گرامي اش اصلا حوصله نمي كنم بگردم ببينم كدامشان را بايد ببندم. از يك كنار شروع مي كنم به بستن... حيف بودند بعضي صفحاتم :(
نكنيد اين كار را...
+
پنجشنبه 24 اردیبهشت1388، ساعت19 ، سارا (صدگل)
|