تبليغاتX
وب نوشت محرمانه يك دختر ... - فانتزي ...

1)
- ببخشيد كتاب lab view داريد؟
- چي؟! كتاب لب خوني ؟ نه نداريم .
(از اين كتابها معرفي مي كني ، پيدا هم نميشه، آخرشم مجبور مي شي خودت پي دي افش رو بدي استاد جان! چه كاريه؟)

2)
مي دونين اين چيه ؟


همونطور كه در تصوير مشاهده مي نماييد! اين يك خونه است كه قسمت مثلثي شكلش- از اونور - يه تراش داره . قسمت پاييني كه مستطيل شكله و درش بازه يك مداد اتود داره كه شكل موشه . آره دقيقا همون كه بيرونه . با پوزه ش مي نويسي و دمش رو هم براي بيرون اومدن نوك(مشهديش ميشه "مغز اتود" ) بايد فشار بدي . دود كش خونه هم توش نوكه.
اينو خواهرم ورداشته آورده داده به من، ميگه:ديدم تو همه لوازم تحريرت فانتزيه گفتم حتما از اينم خوشت مياد!!!

2.5)
يادمه يه بار مي خواستم مداد اتود بخرم فروشنده چند تا اتود كه بيشتر شبيه خودكار بود گذاشت جلوم در سه رنگ سرمه اي و زرشكي و سبز تيره ، گفتم نه اينطوري نمي خوام ، يه كم فانتزي تر!
اونور ميز يه عالمه اتود بود كه شكل آمپول و عروسك و ... اينا بود . گفتم نه ديگه اينا بچه گانه س. مي خوام فقط يه كم فانتزي باشه .
با يه لحن خاصي گفت:براي خودتون مي خوايد ؟
(خجالت كشيدم ، خنده م گرفت ،گفتم آره ) باز منو برد طرف ديگه ي مغازه تا بالاخره يه اتود بنفش انتخاب كردم .
*
اين تازگي ها به اتاقم اضافه شده.خوشگله نه؟



3)
با مامان رفتم طلا فروشي:
- مامان اون قشنگه؟ 41 تومن !
- اون 41 تومنه ؟!!! 410 تومن !
مي زنم زير خنده ! من چه مي دونم. اصلا من نمي تونم انتخاب كنم .من فقط مي تونم عروسك و گل سر و .. انتخاب كنم.
(به مامان ميگم حال كردم برم تو مغازه طلا فروشي شترق بزنم رو ميز بگم: داداش همش رو هم چند ؟)
...
+  دوشنبه 2 اردیبهشت1387، ساعت19 ،  سارا (صدگل)  |