دنياي دخترها واقعا دنياي فوق العاده اي (حداقل براي خودشان) است.
دقت كرديد كه اكثر دخترها وقتي با هم حرف مي زنند چقدر از حركات بدنشان استفاده مي كنند. چقدر توي بغل هم مي پرند. چقدر همديگر را لمس مي كنند. چقدر حتي لوس بازي در مي آورند. لزوما هم منظورشان جلب توجه يا همچو چيزي نيست.
اگر از امروز دقت كنيد متوجه مي شويد كه مردها وقتي با هم حرف مي زنند كمتر همديگر را لمس مي كنند و اصلا به سر و كله هم آويزان نمي شوند. خيلي هم شوخ و شيطان كه باشند تقريبا همديگر را مي زنند. اين شوخي ها برايشان شايد خيلي مهم نباشد فقط لذت لحظه هايشان را مي برند. احتمالا قشنگي اي هم برايشان ندارد (اگر هم داشته باشد مقدارش كم است). اما براي دخترها اينها هم مهم است هم قشنگ.
دوستم مي گفت حرفهاي مردها حرفهاي قشنگي نيست . همه اش راجع به كار و خانه و زمين و فوتبال و ... صحبت مي كنند اما زنها حرفهاي صميمانه و ملايم تري مي زنند .
گفتم بالاخره آنها هم راجع به مسايل مورد علاقه خودشان صحبت مي كنند. اصرار مي كرد كه نه حرفهاي مورد علاقه شان هم حرفهاي خشكي است. مي گفت آنها خودشان هم از حرفهايشان خسته مي شوند گاهي، و استناد مي كند به اينكه هر وقت دسته جمعي جايي مي روند و از پسرها جدا مي افتند آنها (يعني پسرها) دوست دارند وارد جمع شان بشوند.
(من البته حس مي كنم اين غريزي باشد. و مربوط به كششي كه بين دو جنس مخالف هست باشد.)
به هر حال در جمع هاي مختلط حرفها كاملا مشترك مي شود. نرمال و معتدل.
آيا اين از خواص خانمهاست يعني؟
پي نوشت:مي دانم كه متوجه هستيد كه صرفا روي دخترانه بودن تاكيد نمي كنم. چون ديگر خيلي خيلي دخترانه هم خسته كننده مي شود. اما گمان نمي كنم كه پسرها هم اينقدر دلتنگ روزهايشان بشوند و اينقدر به پسرانگي شان دقت كنند.
بعدا نوشت:
خيلي خيلي دخترانه 3 هم رسيد: كامنت ها .
قبلا نوشت:
خيلي خيلي دخترانه 1
+
جمعه 2 اسفند1387، ساعت17 ، سارا (صدگل)
|