من نمي دانم چرا بعضي ها اينقدر اصرار دارند بگويند دوران بچگي به خاطر معصوميت و صداقت و رفاقتهاي بي بهانه ي غيرمنفعت طلبانه اش زيباتر و دوست داشتني تر است.
قبول كه بچگي همه اينها را دارد ولي اينهمه خوبي و پاكي و صداقت از روي سادگي و بچگي ست . ناخودآگاه است. ذات بچگي اينست.
به اعتقاد من ولي همه اينها وقتي قشنگ و ارزشمندند كه آگاهانه باشند نه ناخودآگاه.
اينكه آدم هي آرزو كند به بچگي اش برگردد يك جور آرزوي احمقانه ست. كسي كه چنين آرزويي مي كند احتمالا بزرگ شدن را جز در بزرگ شدن "هيكل" نفهميده و درك درستي از رشد ندارد.
+ حالا اينكه ما در دنياي بزرگسالي آگاهانه مان اينها را نداريم بحث ديگريست.
+
یکشنبه 20 بهمن1387، ساعت20 ، سارا (صدگل)
|