روز خوبيه . (خب خدا رو شكر)
علافم . حس مي كنم همه متوجه منن. بدجايي وايسادم. ولي خودم از جايي كه وايسادم راضي ام.
بالاخره گلي مياد مي ريم دانشگاه.
كلاس اولي كه تموم ميشه همه كيف زير بغل هجوم مي بريم كلاس پايين كه جا بگيريم(چون كلاس بعديمون كلاس شلوغيه و اگه دير برسي و دوستات هم برات جا نگرفته باشن جايي بهتر از رديف آخر گيرت نمياد و براي كلاس درس دكتر ج اين يك فاجعه است)
استاد تنبلشون كلاسو تموم نمي كنه و ما خيل مشتاقان كسب علم و دانش پشت در منتظريم تا كلاس تخليه شه! هنوز بچه هاي كلاس قبلي سر كلاسن كه ما مي ريزيم تو...
بدبختا شوك شدن . پسره مهلت نمي كنه از رديف صندليش بياد بيرون، همينجور وايساده و ما يكي يكي از لابلاي دو رديف صندلي كش و قوس كنان از مقابلش رد ميشيم...
* * *
كلاس يك دستي نيست. از ترمهاي بالا و پايين و ... سر كلاس هستند. وحشي ، مودب، جيغ جيغو ، ساكت ... همه رقمه.
ما دو رديف اول (سمت راست)رو غرق كرديم و يك لحظه سر و صدامون قطع نميشه. هيچكس از كلاس بيرون نمي ره كه جاشو از دست نده بنابراين 40 نفر آدم كه يه بند هرهر كنن حرف بزنن عربده بكش تصور كنين چه وضعي ميشه.
خانم امور فرهنگي مياد تذكر ميده كه ساكت باشيم.
بعدش از آموزش ميان تذكر ميدن .
فايده نداره. ما اصلا دست خودمون نيست.خب بالاخره 40 نفر آدم سر و صدا دارن ديگه. در كلاس بازه و كلاس روبرويي كه بر خلاف ما رديف جلويي شون همگي پسرن زل زدن به كلاس ما. هيچ حركتي نمي كنن حتي با هم حرف هم نمي زنن. محو حركات ما شدن احتمالاً. (ولي ما واقعا كار خاصي نمي كنيم فقط كمي سر و صدا و كمي خنده )
البته بعدش كلاسشون رو عوض مي كنن و ميرن جاي ديگه (نمي دونم به خاطر سرو صداي ماست يا نه)
بالاخره استادمون وارد ميشه.
- خب قرار بود امروز كوئيز بگيرم نه ؟
ميام درستش كنم خرابترش مي كنم:
- نـــــه ، اصلا كوئيزو كه با قرار نمي گيرن استاد!
- خب پس ...
پاي تخته مي نويسه: كوئيز شماره يك
بال بال زدن و 'مرگ من استاد' و 'اين تن بميره' و اين حرفا آب در هاون كوبيدنه.
دو تا سوال مي نويسه و ما هي به هم نگاه مي كنيم و لبخند مي زنيم.
به شفيع ميگم:خاك بر سرم !
ميگه: چرا؟
ميگم: خب چون هيچي بلد نيستم ديگه
ميگه: حالا كي بلده؟
اميدوار ميشم
و
صفر!
* * *
همونطور كه قبلا گفتم كلاسمون يكدست نيست. علاوه بر تنوع خصوصيات رفتاري اي كه گفتم تنوع در مقدار IQ هم به شكل قابل ملاحظه اي بين بر و بچ ديده ميشه(كه احتمالا به شرايط اقليمي و گونه انساني شون (!) مربوطه) از شانس ما تمام آميب ها و جلبك ها (يعني همونهايي كه آي كيو هاشون در اين حد و حدوده) اومدن نشستن دو رديف جلوي سمت چپ.
هر حرف رو بايد 20 بار بهشون بگي تا بفهمن. اين بنده خدا -استادمون- هم كه اعصاب نداره. هي حرص مي خوره.
* بچه ها لطفا صحبت نكنيد چون تعدادتون زياده هر كدومتون يك كلمه هم كه بگين همهمه ميشه
*لطفا صحبت نكنيد
* (با ماژيك ميزنه روي ميز) سسسس!
* ببخشيد اگه اينطوري بخواهيد ادامه بديد من مجبورم كلاسو تعطيل كنم.
(بالاخره خناق مي گيريم، هرچند كه اگه تعطيل مي شد خيلي بهتر بود )
* * *
پروژه هاي شما با موضوع اجراي الگوريتم Areea Deefect با دو روش couunt و deensity را با نازلترين قيمت خريداريم!!! D-:
+
دوشنبه 16 اردیبهشت1387، ساعت18 ، سارا (صدگل)
|