تبليغاتX
وب نوشت محرمانه يك دختر ...

 البته اگر انداختي هم مهم نيست چون من حسابي تو دل برو هستم!

نباشم هم بالاخره به زور خودمو تو دل يكي مي چپونم.

+  چهارشنبه 28 اسفند1387، ساعت21 ،  سارا (صدگل) 

چشمهايم به تلويزيون دوخته مي شود. چند بار با خودم تكرار مي كنم كه مطمئن شوم زير نويس را درست ديده ام و درست خوانده ام.
ايميل برنامه تلويزيوني مقابل عبارت : رايانامه!

فرهنگستاني ها يك بار آمدند اي ميل را معادل سازي كردند: پست الكترونيك و بعد همه برايشان دست گرفتند كه هم پست اش كلمه بيگانه و خارجكي است و هم الكترونيكش .
جماعت هم البته بيكار ننشستند، تا توانستند معادل سازي كردند: اي پيك و ال پيك و نامه برقي و ...
حالا اينها از خودشان كلمه جديد در آورده اند : رايانامه !
جداً كار جالبي ست . يك عده آدم بشينند معادل سازي كنند بعد عمرا هيچ كس هم از آن اصطلاحات استفاده نكند. ديوانه نيستند ؟!
+  جمعه 23 اسفند1387، ساعت16 ،  سارا (صدگل)  | 

- يا -
چگونه دوست دخترمان را خر كنيم!

1)    برايش لاو بتركانيد.
نكته: لاوي كه مي تركانيد نبايد دري وري و دهه هفتادي باشد: دروغهاي شاخداري مثل "تو تنها عشق مني" و "بدون تو مي ميرم "و ... را خودتان هم اگر بگوييد اصلا خنده تان مي گيرد.
2)    از كلمات عشقولانه برانگيز استفاده كنيد. مثال: "خوشگل من" ، "جوجوي من"، "تو جيگر مني" و ...
نكته:دو مورد اول (در انواع حالات) به طرز غير قابل تصوري تاثير گذار است. باور كنيد.
3)    هر چه مي گويد بگوييد: چشم .
نكته1: اين بدين معنا نيست كه شما حتما هر كاري دوست دخترتان مي گويد انجام بدهيد ولي همان تريپ "چشم هر چي تو بگي " كلي كار راه انداز است.
نكته2: بهتر است چَشمي كه مي گوييد چشمي كشيده و محكم باشد انگار كه ذره اي در انجام كار مربوطه ترديد نداريد جان عمه جانتان.
نكته3: بيشتر اوقات خود دختر مربوطه هم واقعا توقع انجامش را ندارد.
4)    گاهي وقتها داد و بيداد كنيد.هارت و پورت كنيد و مقدار كمي غيرتي بازي در بياورديد.
5)    ناز نكنيد. اما تا مي توانيد ناز بكشيد.
6)    مهربان باشيد. (اما زياده روي نكنيد)
7)    مدام از وجنات! و سكنات! اش تعريف كنيد.

نكته: كلا در تمام موارد مواظب باشيد دچار زياده روي نشويد.

لينك مرتبط: طرز برخورد صحيح با خانمها

+  شنبه 17 اسفند1387، ساعت19 ،  سارا (صدگل)  | 

وقتي كسي مي خواهد دوستانه خطابم كند "سارا" هستم.
وقتي كسي مي خواهد دوستانه و منتقدانه خطابم كند "صدگل جان" هستم.
وقتي كسي مي خواهد محترمانه مسخره ام كند "سارا خانوم صدگل" هستم.
وقتي كسي مي خواهد خودش را به زور با من صميمي بگيرد "ساراجونم" هستم.
وقتي كسي مي خواهد نصيحتم كند "سارا جان" هستم.
وقتي كسي مي خواهد نفرت انگيزانه خطابم كند "تو" هستم.
اما من كه هيچكدام از اينها نيستم. من فقط سارا (صدگل )هستم.

+  دوشنبه 12 اسفند1387، ساعت17 ،  سارا (صدگل)  | 

به يك عدد شوهر(بدون نياز به داشتن هيچگونه شرايط خاصي) جهت تشكيل خانواده! و متولد ساختن يك دخمل خوجمل با لباسهاي صورتي و سرخابي سريعا نيازمنديم.
*
از شما چه پنهان اين چند روزه مناسبت ها، ما زياد اين ور و آنور دعوت بوديم و بنده نصفش را اجبارا و نصفش را هم مشتاقا تشريف برديم. از آنجايي كه ما بسي بچه دوست مي داريم بخصوص نوع تپل مپلي اش را هر كس هر جا اينجانب را بچه به بغل ديد نامبرده(يعني من) را با مامان بچه اشتباه گرفت!!!

خانوم ِ عقل كل؛جو گيرانه:
- خانوم! بچه شماست؟
- نه بچه فلاني ...
- پوشك كوچيكتر ببندين ...لاي پاهاش خيلي بازه


دختر جوان دستهايش را باز مي كند عشقولانه:

- ببخشيد خانوم! ميشه كوچولوتونو بدين
- مال من نيست ...

بچه اي كه توي بغل مامان خودش هم هست باز يك جوري به من ربط مي دهند، بي ربطانه:

- شما خاله شي ؟
- نه ...

و بعدش مي گويم: من خاله همه بچه ها هستم

*

لذا بنابراين زيرا بنده تازه! متوجه گشته ام كه گويي همچين كمي وقت ازدواجمان گرديده است انگاري ...


+  پنجشنبه 8 اسفند1387، ساعت18 ،  سارا (صدگل)  | 

دنياي دخترها واقعا دنياي فوق العاده اي (حداقل براي خودشان) است.
دقت كرديد كه اكثر دخترها وقتي با هم حرف مي زنند چقدر از حركات بدنشان استفاده مي كنند. چقدر توي بغل هم مي پرند. چقدر همديگر را لمس مي كنند. چقدر حتي لوس بازي در مي آورند. لزوما هم  منظورشان جلب توجه يا همچو چيزي نيست.
اگر از امروز دقت كنيد متوجه مي شويد كه مردها وقتي با هم حرف مي زنند كمتر همديگر را لمس مي كنند و اصلا به سر و كله هم آويزان نمي شوند. خيلي هم شوخ و شيطان كه باشند تقريبا همديگر را مي زنند. اين شوخي ها برايشان شايد خيلي مهم نباشد فقط لذت لحظه هايشان را مي برند. احتمالا قشنگي اي هم برايشان ندارد (اگر هم داشته باشد مقدارش كم است). اما براي دخترها اينها هم مهم است هم قشنگ.
دوستم مي گفت حرفهاي مردها حرفهاي قشنگي نيست . همه اش راجع به كار و خانه و زمين و فوتبال و ... صحبت مي كنند اما زنها حرفهاي صميمانه و ملايم تري مي زنند .
گفتم بالاخره آنها هم راجع به مسايل مورد علاقه خودشان صحبت مي كنند. اصرار مي كرد كه نه حرفهاي مورد علاقه شان هم حرفهاي خشكي است. مي گفت آنها خودشان هم از حرفهايشان خسته مي شوند گاهي، و استناد مي كند به اينكه هر وقت دسته جمعي جايي مي روند و از پسرها جدا مي افتند آنها (يعني پسرها) دوست دارند وارد جمع شان بشوند.
(من البته حس مي كنم اين غريزي باشد. و مربوط به كششي كه بين دو جنس مخالف هست باشد.)
به هر حال در جمع هاي مختلط حرفها كاملا مشترك مي شود. نرمال و معتدل.
 آيا اين از خواص خانمهاست يعني؟

پي نوشت:

مي دانم كه متوجه هستيد كه صرفا روي دخترانه بودن تاكيد نمي كنم. چون ديگر خيلي خيلي دخترانه هم خسته كننده مي شود. اما گمان نمي كنم كه پسرها هم اينقدر دلتنگ روزهايشان بشوند و اينقدر به پسرانگي شان دقت كنند.


بعدا نوشت:
خيلي خيلي دخترانه 3 هم رسيد: كامنت ها .

قبلا نوشت:
خيلي خيلي دخترانه 1

+  جمعه 2 اسفند1387، ساعت17 ،  سارا (صدگل)  | 

 
Clicky Web Analytics