تبليغاتX
وب نوشت محرمانه يك دختر ...
اينكه خانه ات همين بغل است دليل نمي شود كه هيكل خرس گنده ات را با شلوارك و ركابي بيندازي بيرون كه زهرمار بخري ببري خانه خراب شده ات!
پاهاي پشمالو و بازوهاي گوريلي كه ديگر بيرون انداختن ندارد !


+  دوشنبه 31 تیر1387، ساعت19 ،  سارا (صدگل)  | 

خانمها!
هيچ وقت نگذاريد پسري متوجه شود كه شما از او خوشتان مي آيد.
چون اگر اينكار باعث دورشدنش از شما نشود مطمئنا دليلي براي بوجود آمدن حس متقابل نيست.

آقايان!

هيچ وقت دوست داشتنتان را از دختر مورد علاقه تان پنهان نكنيد.
چون اينكار هم براي دختر مورد نظرتان خوشايند است و هم ممكن است حس متقابل ايجاد كند.



پي نوشت:
به آقايان توصيه مي كنم كه قبلا از اندكي حس متقابل مطمئن شده و بعد پيشنهادي بدهند. در غير اينصورت ممكن است طرف موضع خيلي سخت و يا بي تفاوتي نسبت به شما بگيرد. (البته فرض را برا اين مي گذاريم كه مشترك مورد نظر تقريبا با شما همسان است)

+  پنجشنبه 27 تیر1387، ساعت18 ،  سارا (صدگل)  | 

آخرين روزي ست كه بايد گور مبارك را بكَنيم و برويم دانشگاه ، خبر مرگمان : تحويل پروژه ، كه خير سرمان راحت بشويم انشالله!
من كه مي رسم استاد رفته .
گفته تا هفته ديگر هم فرصت داريم كه اشكالات را بر طرف كنيم. (از راحت شدت خبري نيست انگار)
ما سه نفره ايم اما رفقا كه مرخصند الحمدالله . من هم چيزي بلد نبودم . اينترنت هم كه قربانش بروم انگار موضوع مورد نظر ما تخمش را ملخ زده !
هر كس به يكي مي رسد بلافاصله مي پرسد: پروژه شما جواب ميده ؟ [كدوم پروژه؟!!]
نشنيدم كسي بگويد" آره"

***
اين دختر منبع اعتماد به نفس كاذب است ؛
-    شماها چقدر ساده اين. اصلا نگاه نمي كنه .عمرا هفته ديگه بياد. عمرا اگه فرقي به حالش بكنه . اونكه در هر صورت شماها رو مي اندازه . بيخود نه خودتونو خسته كنين نه پولاتونو حروم كنين.
-    بابا پولامونم كه مي خواستيم حروم كنيم كسي قبول نمي كرد. لعنتي بس عجيب و مزخرفه. انگار هيشكي بلد نيست!
-    اون به هر كي بخواد نمره ميده به هر كي هم نخواد نميده . به پروژه و امتحان و case study و كوييز و ... هم كاري نداره.


***
نشستيم پاي سيستمها .همه توي سايت نمره هايشان را نگاه مي كنند و هر از گاهي با كلماتي نغز روح اساتيد محترم را مورد لطف قرار ميدهند.
 من بعد از مدتها يك بيست گرفتم. ترمهاي آخر كه آدم فقط به پاس شدن فكر مي كند يك بيست الكي هم مي چسبد! با معدل چكار كه نمي كند لامصب!!



ته نوشت: تا حالا بازديد كننده از "ليتواني" داشتيد؟!!!

+  پنجشنبه 27 تیر1387، ساعت17 ،  سارا (صدگل)  | 

  •  قبلا فكر ميكردم از تنبلي و بي حوصلگيست كه اين همه كاغذ و جزوه و كتاب را جمع نمي كنم.
  •  بعدا فهميدم از بي حوصلگي نيست بلكه اين شلختگي كيف دارد و آدم توي اينهمه كاغذ هاي درسي بيشتر درس خواندنش مي آيد.
  •  الان مي بينم دليل اينكه همه شان را سريع جمع كردم اين بود كه ديگر ريخت نكبتي و رقت انگيز و تهوع آور هيچكدامشان را نبينم. انشالله!
+  سه شنبه 25 تیر1387، ساعت16 ،  سارا (صدگل)  | 

چيزي شبيه به اين پستي كه اكنون مي خوانيد را بارها نوشته ام و مناسبتي براي انتشارش پيدا نكرده ام. اما ديگر سكوت جايز نيست(كاربران غيور و انقلابي! ) و بايد بالاخره در صحنه حاضر شد و  تا آنجا كه عقل و شعورم مي كشد اينها را بگويم تا نتركيده ام:

شما را به روح پر فتوح(!) اسكندر مقدوني  اينقدر گل گلي و رنگ و وارنگ و آن سايز ننويسيد.
كاري كه من قبلا ميكردم اين بود كه بلافاصله وبلاگهايي كه فونتهاي خيلي ريز يا خيلي بزرگ استفاده كرده بودند را مي بستم. همين. اما خب چون الحمدالله فاير فاكس اين امكان را دارد كه زوم پنجره را تنظيم كنيد با زدن CTRLو + يك درجه بزرگ و با زدن CTRL و – يك درجه كوچك و با زدن CTRL و 0 (صفر) به سايز اصلي صفحه بر مي گرديم. ولي اين فقط مشكل سايز فونتها را حل ميكند و براي هايلايتهاي بيجا و نوشته هاي رنگارنگ و نامتناسب و استفاده بيش از حد از اسمايلها (شكلك ها) راه حلي ندارد . پس لطفا رعايت كنيد.
* با سايز نرمال بنويسيد
* راه به راه هايلات نكنيد
* زرت و زرت اسمايل نگذاريد

پاراگراف بندي كنيد . يك دفعه به اندازه 6 تا مقاله دكتراي تخصصي پست ننويسيد . اگر هم هيچ راهي ندارد و بايد حتما بنويسيد همه را پشت سر  هم ننويسيد . پاراگراف بندي كنيد و در صورت لزوم متن را تيتر بندي كنيد.

گزارش لحظه به لحظه ندهيد. لازم نيست از لحظه اي كه چشمتان را باز ميكنيد تا زماني كه به رختخواب مي رويد را مو به مو براي همه شرح بدهيد.
رفتن به دستشويي
خريد شامپو بدن
لحظه باز كردن در يخچال
مراحل معاشقه با همسر يا فِرند هايتان بصورت step by step
پوشيدن جوراب
زايمان زهره خانم!
سلام به نامحرم
و...
مواردي نيستند كه شما لحظه به لحظه شان را بخواهيد براي خلق الله گزارش كنيد.

تاريخ را از پستهايتان حذف نكنيد. مخاطب شما حق دارد بداند شما مثلا آخرين مطلب را كي نوشته ايد

اسم مستعار دري وري  انتخاب نكنيد . اگر دوست نداريد اسم واقعي تان را بنويسيد بهتر است اسم مستعارتان را طوري انتخاب كنيد كه مخاطب به راحتي متوجه بشود نويسنده وبلاگ دختر است يا پسر. در بدو ورود به هر وبلاگ اين مهم ترين چيزيست كه مخاطب شما ميخواهد بداند.

به منبع لينك بدهيد .وقتي از مطلبي خوشتان مي آيد ترجيحا به آن لينك مستقيم بدهيد.اما اگر آن را در وبلاگتان كپي ميكنيد حتما به منبع لينك بدهيد (اين صد هزار بار)
لينك به منبع نه تنها كلاس وبلاگ شما را پايين نمي آورد بلكه باعث اطمينان مخاطب شما مي شود. لبته قطعا نشان دهنده ميزان فهم و شعور و ميزان حرفه اي بودن نويسنده وبلاگ هم هست. خيلي ها (از جمله خودم) فهم مجازي بلاگرها را از همين طريق مي سنجند!

در هر پست سلام نكنيد.
درست است كه شما در فواصل روزانه و ماهانه ممكن است مطلب بنويسيد ولي در صفحه اي كه مخاطب شما پيش رو دارد حداقل ده بار بهش سلام كرديد.
 بيخود قربان صدقه نرويد.
 "تو رو خدا نظر بدين " ننويسيد.
آخر هر پست خداحافظي نكنيد.

از ادامه مطلب به جا استفاده كنيد .بيخود و بي جهت همه مطالب را در "ادامه مطلب" نگذاريد. (براي نوشته هاي طولاني اينكار را بكنيد)
همچنين  لازم نيست با فونت بزرگ و رنگي بنويسيد: "براي ديدن ... بر روي ادامه مطلب كليك كنيد". كسي كه مشتاق خواندن يا ديدن ادامه مطلب شما باشد خودش اينقدر بلد است كه ادامه مطلب يعني ادامه ي مطلب!

از قالب مشكي استفاده نكنيد . بخصوص وقتي نوشته هاي شما عموما روز نوشت يا طولاني هستند . مطمئن باشيد كه نوشته هايتان خوانده نمي شود . خيلي كه شانس بياوريد يك نگاه گذرا بيشتر نصيبتان نمي شود.

به رنگ بندي قالبتان توجه كنيد . زيادي مليح و چشم نواز نباشد!!
چشم را خسته و مخاطب را بيزار نكنيد.
هميشه سعي كنيد زمينه قالب رنگ روشن و فونت تيره باشه نه برعكس!
سعي كنيد از قالبهايي استفاده كنيد كه مرورگرهاي ديگر(غير از اينترنت اكسپلورر) را هم پشتيباني كند .
(هر چند وقت يكبار دستي به سر و روي وبلاگتان بكشيد.لازم نيست تا آخر عمر قالب وبلاگتان را عوض نكنيد)

مطالبتان را حتي الامكان خلاصه كنيد .جايي كه لازم نيست زياد حاشيه نرويد.

 ويرايش كنيد .بد ترين كار اينست كه شما در حالت آنلاين توي اديتور بلاگفا (همانجا كه مطالب را مي خواهيد پست كنيد) مطلبتان را بنويسيد و بلافاصله ثبت و منتشر كنيد.
هر چيزي كه نوشته ايد قطعا قابل ويرايش است و مطمئنا بعد از ويرايش بهتر از اين خواهد شد.و چه بسا ميزان جو گرفتگي شما كاهش يابد. پس هميشه قبلا بنويسيد و ويرايش كنيد و بعد كپي و پيست كنيد توي اديتور و انتشار !
البته نكته خيلي مهم اينست كه اگر توي WORD مي نويسيد قبل از آنكه آنرا توي اديتور بلاگفا پيست كنيد يكبار توي نوت پد پيست كنيد و بعد دوباره از نوت پد كپي كرده و توي اديتور بلاگفا پيست كنيد.
اگر مستقيما از ورد پيست كنيد كدهاي اچ تي ام ال خيلي زيادي ايجاد ميشود كه باعث دير لود شدن وبلاگ شما مي شود.

فقط با فونت تاهما (فونت همين نوشته) بنويسيد. هم به جهت عادت كابران و هم به دليل اينكه فونت تاهما را همه سيستمها بصورت پيش فرض دارد ولي اگر از فونتهاي ديگري استفاده كنيد ممكن است كسي كه وبلاگ شما را مي خواند روي سيستمش ان فونت را نداشته باشد پس نوشته شما را كاملا به هم ريخته مي بيند.

نوشته هايتان عنوان داشته باشد. داشتن عنوان چندين مزيت دارد. اول اينكه قبل از نوشته عنوان است كه آمادگي ذهني به مخاطب مي دهد. دوم اينكه وبلاگ شما زيباتر و حرفه اي تر به نظر مي رسد. شوم اينكه اگر خود شما لازم باشد مطلبي را در مديريت آرشيوتان پيدا كنيد كا رمشكليست كه چندين پست با عنوان "عنوان ندارد" را بگرديد.

ترجيحا كامنتها را نبنديد. اين يعني براي نظرات و انتقادهاي احتمالي ديگران ارزش قائليد.

به سايتها و وبلاگهاي مورد علاقه تان لينك بدهيد. اينكه شما هيچ لينكي نداشته باشيد و خودتان را هم ملزم كنيد كه به كسي  لينك ندهيد حس بدي در مخاطب شما ايجاد مي كند.
(تنها) يكي از معايبش اينست كه خيلي ها در طول وبگردي خود لينك به لينك جلو ميروند و مطالبي را مي خوانند اما وبلاگ شما يك نقطه كور برايشان محسوب ميشود.

كل كل نكنيد. براي مخاطبتان شاخ و شانه نكشيد. مودب باشيد. چه وقتي كه مطلبي را مي نويسيد چه وقتي كه براي كسي كامنت مي گذاريد.

ايميل را فراموش نكنيد .در قسمت تنظيمات وبلاگ كادر ايميل را خالي نگذاريد. (البته منظورم ايميل خصوصي نيست) ممكن است گاهي كسي لازم ببيند به شما ايميل بزند. پس يك آدرس ايميل در اختيارش بگذاريد.
(و باز فراموش نكنيد كه ايميل عمومي كه در وبلاگ نمايش داده ميشود با ايميل خصوصي شما يكي نباشد).

نوشته تان لينكدوني نباشد. بعضي ها توي نوشته هايشان اينقدر به اينجا و آنجا لينك ميدهند و اينقدر به منابع مختلف استناد مي كنند و اينقدر اينجا را ببينيد و انجا را نبينيد مي كنند كه مخاطبشان در يك لينكدوني غرق است بجاي يك نوشته معمولي. بسياري از لينكها غير ضروري هستند. آنها را حذف كنيد . اگر مطلب شما آنقدر غير مستند است  كه بايد براي هر كلمه اش به يك جا لينك بدهيد يكباره لينك مستقيم بدهيد ديگر!

نظر خصوصي نامربوط نگذاريد. چه دليلي دارد كه شما شعري را در نظرات خصوصي وبلاگها كپي و پيست كنيد. چه دليلي دارد در نظرات خصوصي براي كسي "يك گل" بگذاريد !!

و بالاخره
 كامنت بي ارزش نگذاريد.
  طبعا براي نويسنده وبلاگ كاري ندارد كه تشخيص بدهد شما مطلب را خوانده ايد يا نه! وب خوبي داري به من سر بزن در انواع و اقسام ورژن هايش آزاردهنده و بي ارزش است و هيچ كس را مشتاق به پاسخگويي كامنت شما نمي كند.
كامنتهاي كپي و پيستي تابلو هستند. يك شعر ، يك عرض ارادت طولاني ، تبليغ وبلاگ خودتان و ... نمونه هاي كامنتهاي كپي پيستي هستند .
پس يا كامنت نگذاريد يا مطلب را بخوانيد و كامنت بگذاريد. (اين هم يك ميليون بار)

+  شنبه 22 تیر1387، ساعت17 ،  سارا (صدگل)  | 

1)
 حال و حوصله فكر كردن به نتيجه امتحانها رو ندارم ( هر چند كه هنوز يكي ش مونده).
و دو سه تا تحويل پروژه كه از فرداست.
همچنان تنبلي و بي خيالي طول ترم همراهمه . اصلا برام مهم نيست كه ممكنه اين ترم اسمم وارد بلك ليست افتاده ها بشه  يا 9 ترمه بشم .
نمي دونم چرا همه ملت( اعم از بسيجي و غير بسيجي) فكر مي كنن من اين ترم، ترم آخرم . (ولي به خدا من ترم آخر نيستم )حتي مامانم هم همينطور فكر مي كنه و توضيحات من هم ظاهرا اصلا براش قانع كننده نيست.(البته من هم زياد اهل توضيح و تفسير نيستم)
شايد هم همينها هم خودش مزيد بر علت شده كه من از 9 ترمه شدن باكي نداشته باشم.


2)
 اينقدر كيف مي كنم با فاير فاكس 3 .
به كسايي كه با مرورگرهايي غير از اين كار مي كنن به چشم انسانهاي اوليه نگاه مي كنم.
چطور مي تونن ؟! طفلك ها !
يك ليست favorite پر و پيمون براي خودم ايجاد كردم . مرتب . دسته بندي شده . تمام فولدرها در نوار ابزارم نمايش داده ميشه  به همراه فولدر پيش فرض most visited . عاليه . همه چيز همينجاست . دم دستمه. فقط كافيه كليك كنم. هيچ چيزي وجود نداره كه بتونه اعصابمو بعنوان يك كاربر خورد كنه.
بدم نمياد كه هر ازگاهي لينكها رو اينجا (مثلا تو پيوندهاي روزانه) بذارم كه  شما هم ببينيد ولي با خودم ميگم چه فايده شما كه نگاه نمي كنيد. منهم بهتره علاقه مندي هامو واسه خودم نگه دارم .
اما در كل گاهي كه حال و حوصله وبگردي داريد پيوندهاي روزانه رو ببينيد بعضي هاشون واقعا ارزشمند و همه شون ديدني ان.
*
داغ فاير فاكس قبلي هنوز رو دلم مونده. خفن ويروسي شده بودم و تنها راه حل نصب دوباره ويندوز بود . از وجب به وجب ويندوزم بك آپ گرفتم . از هر جايي كه فكرشو بكنيد ولي favorite فايرفاكسم از قلم افتاد. بعد از نصب ويندو و نصب فاير فاكس روي فولدر بوكمارك كه كليك كردم  ليستم خالي بود !!
اين بار يادم مي مونه !

+  چهارشنبه 19 تیر1387، ساعت16 ،  سارا (صدگل)  | 

1)چيزي به اسم فرجه امتحاني
-    امروز مياي با من بريم خريد؟
-    ها؟ .... ممم...مممم.... باشه خودمم خريد دارم. بريم

2)اژدها وارد مي شود.
 منظور از اژدها همان مهمان مي باشد!
هميشه همه مصائب بشر همينطوري يهويي و بي مقدمه و با هم و بيجا سر آدميزاد خروار ميشن.

3) الو ... الو ... من لولو ام!
-    بابا هستن؟
-    نه!
-    مامان هم نيستن؟
-    نه
-    گفتم اگه بشه با بابا هماهنگ كنيم اين پنج شنبه جمعه يا پنج شنبه جمعه بعدي بريم خارج از شهر. ما يه آبشار با حال پيدا كرديم .
-    هفته بعدي كه درست ميشه وسط امتحاناي من فكر كنم همين هفته بهتر باشه.
به همين راحتي جمعه رو با 3 تا خانواده راهي ميشيم و مي زنيم به دل طبيعت و طبعا خوش ميگذره . جاي همه خالي (خدا نصيب نكنه!!!)
فرادي اون روز هم كه شنبه باشه به شدت كوفته شده بوديم وعملا قدرت تحرك نداشتيم و كلهم اجمعين فاتحه درس و فرجه و امتحان كه تا اينجا اينطوري خونده شد!

4)يك روز قبل از اولين و سخت ترين امتحان
-    امشب مي خوايم براش تولد بگيريم !
(اينو خواهرم درباره بچه ش ميگه)
-    همين امشب؟ واي من فردا امتحان دارم .
(اينو من درباره امتحانم ميگم)
-    نمي شه ديگه ...امروز روز تولدشه ...مهمونا رو هم صبح دعوت كردم...
مصمم ميگم :
من امشب نميام .
*
چند ساعت بعد من در جمع همه مهمانها حاضرم !
 فشفشه هاي روي كيك كه روشن ميشه همه ميز ما رو نگاه مي كنن. قشنگه.
آقاي اكبر ميثاقيان (اكبر اسكولاري) كه معرف حضورتون هستن ؟!
ميز مقابل ما نشسته بودن و حدود 20 نفري مي شدن (اخبار غير موثق رسيده حاكي از اين بود كه مهموني شامشون به مناسبت تولد يك نوزاد بوده )
وقتيكه كه بر ميگرديم خونه همچنان تير و تركش هاي تولد ادامه داره . كادو ها رو باز ميكنيم و تا نصفه شب عربده ها به گوش مي رسن :
                             هپي برث دي تو يو ... حبيب افتاد تو جو ...


5) اولين امتحان
هه! خب معلومه ديگه!




پي نوشت:
اين ترم اوج شكوفايي تنبلي من بود .تنبل و بي حوصله و بي تفاوت.
يك خط جزوه ننوشتم. تمام كلاسهامو با تاخيرهاي زياد رفتم. نصف كلاسها رو هم تو هپروت بودم .حق چنين آدمي همينه كه براي امتحان پايان ترم وقت درس خوندن پيدا نكنه. دندش نرم!
فقط الان قدر جزوه هاي خودمو مي دونم .چون يك خروار جزوه كپي دارم كه مفت همه شون گرونه! باور كنين!
***
علاوه بر تمام اينها يك مشكل ديگه هم وجود داشت.
 و اون اين كه اين ترم فقط يكي دو درس از ترم خودمونو برداشته بوديم و بقيه رو از ترمهاي پايين تر (كه به اميد عوض شدن استاد بر نداشته بوديم) و ترمهاي بالاتر (به خاطر صلاحديد خودمون)برداشته بوديم كه همين باعث شد برنامه امتحانيمون در هفته اول امتحانات به شدت فشرده باشه . طوريكه ما سه تا امتحان پشت سر هم داديم كه تقريبا موضوعات شبيه به  هم داشتن و موقعي كه امتحان سوم رو مي خونديم واقعا چيزي حاليمون نميشد و همه رو با امتحان روز قبل و قبل ترش قاطي مي كرديم .

و همچنان درگيرم ...
(ببخشيد اگر متن پست شده جواد مي زنه ، با عجله نوشته شده )



+  یکشنبه 16 تیر1387، ساعت17 ،  سارا (صدگل)  | 

يك چيزي داره "وبلاگ" كه مثل كنه مي چسبه بهت و نمي ذاره تركش كني.
 يك چيزي داره كه وقت و بي وقت مي كشوندت پاي كامپيوتر. فرقي نمي كنه واسه نوشتن يا خوندن.
گاهي ازش خسته ميشي ، گاهي دلت براش تنگ ميشه.
يه روز درشو تخته مي كني و ميگي واسه هميشه ميرم .
يه روز از يه جاي ديگه دوباره سر و كله ات پيدا ميشه.
 يه روز اسمشو ميذاري وقت تلف كني.
يه روز فكر ميكني جونت بهش بنده.
يك چيزي داره "وبلاگ" كه لينكت ميكنه .لينك به خيلي جاها كه نمي توني اعتياد خوندنشو كنار بذاري.
چيزي كه توي خونت بالا و پايين ميشه. كم و زياد ميشه.
فكر ميكنين يه روز بتونين ترك كنين؟


+  یکشنبه 2 تیر1387، ساعت18 ،  سارا (صدگل)  | 

 
Clicky Web Analytics